پدر پولدار، پدر بی پول(قسمت اول) 6 درس بزرگ ثروتمند شدن

پدر پولدار و پدر بی پول و فقیر | فارسینو

پدر پولدار و پدر بی پول و فقیر | فارسینو


قسمت اول : بابای دارا و بابای ندار

من دو بابا داشتم، یکی دارا ( پولدار ) و دیگری نادار ( فقیر ).
یکی بسیار درس خوانده و زیرک بود، مدرک دکترا داشت . بابای دیگر هرگز نتوانسته بود کلاس هشتم را هم به پایان برساند .
هردو مرد سختکوش و در کار و زندگی خود پیروز بودند .
درآمد هر دو نفر رضایت بخش بود، ولی یکی از آنان در زمینه هایی پیوسته مشکل داشت. بابای دیگر از ثروتمندترین مردان ایالت هاوایی شد .
هر دو مرد با اراده، فرهمند و تأثیرگذار بودند. هر دو به من انـدرزهایی دادنـد، ولـی اندرزهای آنان متفاوت بود. هر دو مرد به درس خواندن سخت عقیده داشتند ولی موضوعهای یکسانی را توصیه نمیکردند .

پدر پولدار و پدر فقیر | فارسینو

پدر پولدار و پدر فقیر | فارسینو

استفاده از فرصت ها

اگر من یک بابا داشتم ناچار بودم تا اندرزهای او را بپذیرم یا رد کنم . با داشـتن دو بابـا ایـن فرصـت را یافتم تا دیدگاههای آنان را با هم بسنجم، دیدگاه یک مرد دارا و یک مرد نادار .
مشکل من در نوجوانی این بود که مرد دارا هنوز به ثروت نرسیده بود و مرد نادار هم تنگدست نشده بود. هر دو مرد تازه پا به راه نهاده و با درآمد و خانواده خود سرگرم بودند. ولی دیدگاه آنان درباره پـول متفاوت بود .

برای مثال: از دید یک بابا ”عشق به پول سرچشمه همه بدیها“ و از دیـد دیگـری: ”بـی پـولی ریشه همه بدی ها“. دوگانگی در دیدگاه آنان، به ویژه هنگامی که پای پول به میان می آمد، آنچنان چشـمگیر بـود کـه مـرا سخت کنجکاو و جستجوگر بارآورد.

استفاده از فرصت ها | فارسینو

استفاده از فرصت ها | فارسینو

تأثیرگذاری محیط بر پول

یکی از دلایلی که دارایان ( پولداران ) همواره داراتر و ناداران (  فقیر تر) نادارتر میشوند، این است که موضوع کاربرد پـول رادر خانه (نه در مدرسه) یاد میگیرند .

بسیاری از ما از پـدران و مـادران خـود دربـار ه کـارکرد پـول چیـز می آموزیم . بنابراین یک پدر و مادر نادار از پول چه میدانند که به فرزند خود بیاموزند؟ آنان بـه سـادگی اندرز میدهند که: ”خوب درس بخوان و نمره های خوب بگیر“ . در مدرسه از پول چیزی به ما نمی آموزند . از آنجایی که من دو پدر اثرگذار داشته ام، از هر دو چیز آموخته ام .

تفاوت عادت و  رفتار

برای مثـال یکـی از باباهـایم عـادت داشت بگوید: ” از عهده من برنمی آید“ . دیگری از به کار بـردن ایـن واژه پرهیـز مـیکـرد و بـه جـای آن میگفت: ”چگونه میتوانم از عهده این کار برآیم؟“ عبارت نخست حالت خبری و عبارت دوم جنبه پرسشـی دارد ” . از عهده من برنمی آید“ مغز را از کار می اندازد و ”چگونه میتوانم از عهـده آن بـرآیم؟“ مغـز را بـه حرکت و جستجو وامیدارد .

متفاوت بودن | فارسینو

متفاوت بودن | فارسینو

از دید بابای دوم عبارت ” از عهده من برنمی آید“ نشانه تنبلی مغزی و فکری است . او به ورزیده ساختن مغز (این نیرومندترین رایانه جهان) عقیده داشت. هر قدر مغز شما نیرومندتر شود، داراتر میشوید .

یکی از باباها توصیه میکرد: ”خوب درس بخوان تـا در شـرکت ارزشـمندی اسـتخدام شـوی“ .

توصـیه دیگری چنین بود: ”خوب درس بخوان تا بتوانی شرکت ارزشمندی برای خریدن پیدا کنی“ .

یکی از باباها میگفت: ”دلیل اینکه ثروتمند نشده ام شما بچه ها هستید .

“ دیگری میگفت: ”دلیـل اینکـه باید ثروتمند شوم شما بچه ها هستید“ .

یکی میگفت: ”پول را باید محتاطانه و بی خطر هزینه کرد“.

دیگری میگفت: ”مـدیریتٍ خطـر کـردن را بیاموزید“ .

یکی عقیده داشت: ”خانه ما بزرگترین دارایی خانواده است .

“ به عقیـده دیگـری: ”خانـه بـزرگتـرین بدهکاری است و هر کس بیشترین درآمدش را در خرید خانه سرمایه گذاری کند، دچار دردسر میشود .

هر دو بابا صورتحسابهایشان را به هنگام می پرداختند، ولـی یکـی در نخسـتین فرصـت و دیگـری در آخرین فرصت .

انتخاب آگاهانه

به عنوان یک نوجوان، آگاهانه تصمیم گرفتم تا پیوسته متوجه برگزیدن اندیشه ها باشم، انـدرز کـدام را آویزه گوش کنم .

بابای دارا یا بابای نادار؟

هرچند که دو مرد سخت بر لـزوم آمـوزش و یـادگیری تأکیـد داشتند، اما دیدگاهشان در اینکه چه باید آموخت متفاوت بود .
یکی از من میخواست تا خوب درس بخوانم، به درجات تحصیلی بالا برسم و بـرای پـول درآوردن کـار کنم، وکیل، حسابدار یا کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی شوم . دیگری مرا تشویق میکرد تا برای ثروتمند شدن درس بخوانم، دریابم که پول چگونه کار میکند و چگونه میتوانم آن را بـه خـدمت خـود بگیـرم. وی پیوسته میگفت: ”من برای پول کار نمیکنم، پول برای من کار میکند!“ .

۶ درس بزرگ ثروتمند شدن

از ٩ سالگی تصمیم گرفتم تا در زمینه پول از بابای دارایم پیروی کنم و چیز بیاموزم. گوش دادن به بابـای نادارم را کنار گذاشتم هرچند که دارای مدرک عالی دانشگاهی بود.
همینکه تصمیم گرفتم تا گوش جان به که بسپارم، آموزشم در زمینه کارکرد پول آغاز شد. بابـای دارا به مدت ٣٠ سال به من درس داد تا ٣٩ ساله شدم. هنگامی که دریافت آنچه را که خواسته بـه مغز غالبـاً مقاوم من فرو کند، به خوبی فهمیده و یادگرفته ام، از تلاش باز ایستاد.
پول گوشه ای از قدرت است، از آن قدرتمندتر، آموزش مسائل مالی است. پول میآید و میرود، ولـی اگر چگونگی کارکرد پول را بیاموزید، بر آن چیره می شوید و به ثروتمند شدن میپردازید.
چون من از ٩ سالگی به یادگیری پرداختم، درسهای بابای دارایم ساده بودنـد. مهـمتـرین آنهـا شـش درس بود که در طول ٣٠ سال تکرار میشدند.

این کتاب درباره آن شش درس است، با همان سادگی کـه بابای ثروتمندم به من آموخت. اینها نشانه های راهنما هستند، نشانه هایی که به شما و فرزندانتـان کمـک میکنند تا بر ثروت خود بیفزایید، هرچند که فضای جهانی نامطمئن و ناپایدار باشد:

درس ١ -ثروتمندان برای به دست آوردن پول کار نمیکنند.
درس ٢ -چرا آموختن دانش مالی ضروری است؟
درس ٣ -مواظب کسب وکار خود باشید.
درس۴ -تاریخ مالیاتها و قدرت شرکتهای بزرگ
درس ۵ -ثروتمندان پولشان را سرمایه گذاری میکنند.
درس ۶ -برای یادگیری کار کنید نه پول درآوردن.

فارسینو ارایه دهنده بهترین خدمات شخصی در هر جایی که هستی

طراحی حرفه ای سایت ( پیشنهاد ممتاز )

اقامت در لوکس ترین هتل ۵ ستاره جهان وب ( قدم اول )

طراحی سایت بدون کد نویسی

ما را در اینستاگرام دنبال کنید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *