قانون آهنین شکوفایی شخصیت و رسیدن به موفقیت

قانون آهنین شکوفایی شخصیت و رسیدن به موفقیت

آیا آموزش دانشگاهی برای موفقیت ضروری است؟

عدم شکوفایی تعداد زیادی از نیروهای کار به دلیل عدم اعتماد به نفس است که این خود یکی از نشانه های عدم رسیدن به موفقیت است.

تعهد به یادگیری عامل متفاوتی از تحصیلات آکادمیک است. تعهد به یادگیری به این معنی است که هر شخصی باید با توجه به کسب و کار خود و در زمینه تخصصی کار خود اطلاعات جدید تری کسب کند . همیشه در حال یادگیری باشد در حالی که حضور در دانشگاه در واقع در چندین زمینه اطلاعات عمومی در اختیار دانشجویان قرار می دهد.

نتیجه تحقیقی که از چهارصد 400 زن و مرد ثروتمند در آمریکا شده نشان می‌دهد فردی که دبیرستان را ترک کرده ۳۳۰ میلیون دلار بیشتر از افرادی که مدرک دانشگاهی دارند درآمد دارد.

علت ذکر این مطلب در اینجا این است که اگر در دانشگاه موفق به کسب نمرات خوبی نشدید و یا اصلاً به دانشگاه نرفتید حالا باید سختی برای موفقیت شما وجود داشته باشد. شما داستان انسان های موفق زیادی را شنیده اید که دانشگاه را نیمه کاره رها کرده اند اما اکنون از موفق ترین ها هستند.

دانشگاه و موفقیت | فارسینو طراحی سایت

دانشگاه و موفقیت | فارسینو طراحی سایت

قانون آهنین شکوفایی شخصیت در موفقیت

شما می توانید هر چیزی را که می‌خواهید بیاموزید تا به هدفی که برای خود تعیین کرده‌اید برسید. هیچ محدودیتی برای رسیدن شما به موفقیت و یا خواسته هایتان وجود ندارد مگر اینکه خودتان در ذهن و تصوراتتان برای آن محدودیتی قائل شوید.

اگر شما می‌خواهید جزو ۱۰ درصد بالای کار خود باشید هیچ چیز در کره زمین نمی تواند مانع شما شود مگر اینکه خودتان نخواهید. آیا رسیدن به چنین جایگاهی آسان است؟؟؟!  البته که نه .

من هیچگاه از کلمه آسان استفاده نمی کنم. هرکاری ارزش آن را دارد که به خاطرش وقت بگذارید و تلاش کنید ؛ اگر چیزی را شدیداً بخواهید برای آن به اندازه کار خواهید کرد و این ارزش را دارد.

یکی از سخنرانان امریکایی می گوید:

برای به دست آوردن هر چیزی که قبلا نداشتید باید کسی شوید که قبلا نبودید .

برای بیشتر داشتن ابتدا باید بیشتر شد، وقتی شما تصمیم گرفتید یکی از بهترین ها در کار خود باشید ، تنها سوالی که باید از خود بپرسید این است که چگونه میتوانم به آن برسم؟

عاملی که باعث شده صد هزار و شاید میلیون‌ها نفر از پایین به بالا حرکت کنند. آنها باور داشتند از عهده کاری که دیگران نتوانستند انجام دهند برمی‌آیند. برخی از این افراد شاید استعدادهایی که شما دارید را نداشتند. در خیلی از کارها تلاش بیشتر از استعدادهای ذاتی به موفقیت منجر می‌شود…

موفقیت شخصی | طراحی سایت فارسی نو

موفقیت شخصی | طراحی سایت فارسی نو

فارسینو ارایه دهنده بهترین خدمات شخصی در هر جایی که هستی

چگونه مذاکره موفقی داشته باشیم؟!!!

طراحی حرفه ای سایت ( پیشنهاد ممتاز )

دامنه فارسی com.تپسی

ما را در اینستاگرام دنبال کنید

پدر پولدار، پدر بی پول (قسمت دوم) ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﺍﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﻮﻝ ﻛﺎﺭ نمی کنند…

پدر پولدار، پدر بی پول (قسمت دوم) ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﺍﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﻮﻝ ﻛﺎﺭ نمی کنند…

چگونه میتوان ثروتمند شد؟!

بابا می توانی به من بگویی چگونه می توان ثروتمند شد؟!!! بابا روزنامه عصر را کنار گذاشت و پرسید : پسرم چرا میخواهی ثروتمند شوی؟ امروز مامان جیمی را در حال رانندگی با کادیلاک تازه شان دیدم ، آخر هفته هم به ویلای کنار دریای خود می‌روند، سه تا از دوست هایشان را با خود می‌برند ولی من و مایک دعوت نشده ایم .

آنها گفته اند شما بچه های نادار هستید و با ما جور در نمی‌آید. بابام با نا باوری پرسید : راستی چنین گفتند؟!با آهی غمگین گفتم بله همین طور است . بابا در سکوت سری تکان داد، عینکش را از روی بینی بالا زد و به خواندن روزنامه ادامه داد . من همچنان منتظر پاسخ ماندم، بابام عاقبت روزنامه را زمین گذاشت و به آرامی آغاز سخن کرد : خوب پسرم اگر میخواهی ثروتمند شوی باید پول درآوردن را بیاموزی. پرسیدم چگونه میتوانم پول در بیاورم؟!!!! با لبخند پاسخ داد کله ات را به کار بیانداز.  معنای سخنش به سادگی این بود که پاسخ درستی برایت ندارم، بیشتر ازین مزاحم من نشو.

چگونه پولدار شویم | فارسینو

چگونه پولدار شویم | فارسینو

گام بزرگ

صبح زود بعد آنچه را بابایم گفته بود با بهترین دوستم مایک در میان نهادم: مادر و پدر من نیازهای ابتدایی همچون خوراک، پوشاک و سرپناه را فراهم آورده بودند آنها عادت داشتند که بگویند اگر چیز دیگری می خواهید برای به دست آوردن شکار کنید. که پرسید : خوب برای پول درآوردن چه کار کنیم ؟! گفتم نمی‌دانم ولی از تو می‌خواهم با من شریک شوی. مایک پذیرفت و در یکی از بعد از ظهر ها، آن پرتو نوری که در انتظارش بودیم تابیدن گرفت.

مطلب را مایک در یکی از کتابهای علمی خوانده بود. من و مایک به خانه تک‌تک همسایه های منطقه مراجعه کرده و خواهش می کردیم تا لوله های خمیر دندان خود را برای ما نگه دارند. نگرانی مادرم رو به فزونی نهاد ، در کنار ماشین لباسشویی او گوشه ای را به عنوان انبار مواد خام خود برگزیده بودیم. یک روز مادرم با لحنی جدی پرسید پسرها چه کار میکنید؟ با این آشغالها کاری بکنید یا همه را بیرون میریزم. توضیح دادیم که به زودی تولید خود را آغاز خواهیم کرد منتظر چندین همسایه دیگر هستیم که خمیر دندان هایشان را مصرف کنند تا لوله های خالی آنها را نیز جمع آوری کنیم. مادر یک هفته دیگر به ما مهلت داد و ما تاریخ تولید را جلو انداختیم.

میخواهیم ثروتمند شویم | اولین سایت فارسی با فارسینو

میخواهیم ثروتمند شویم | اولین سایت فارسی با فارسینو

اندیشه بی سابقه

پدرم یک روز با یکی از دوستانش به خانه آمد و دید که دو کودک ۹ ساله در محل پارکینگ، خط تولید خود را با تمام سرعت به راه انداختند گرده پودر سفیدی هم همه جا را گرفته بود . روی میزی دراز، پاکت های کوچک شیر که در مدرسه مصرف می شوند به همراه منقل بزرگ خانواده ویژه کباب کردن که پر از زغال و آتش سرخ با گرمای زیاد بود، قرار داشت .

پدرم با احتیاط پیش آمد؛ او و دوستش که نزدیک‌تر شدند دیدند که داخل دیگ فولادی روی آتش، پر از لوله های خالی خمیر دندان است که ذوب میشوند. در آن روزگار لوله های پلاستیکی خمیردندان هنوز به بازار نیامده بود، ما لوله ها را در یک دیگ فولادی می ریختیم و گرما می دادیم تا ذوب شود سپس دیگ را با احتیاط از روی آتش برداشته و فلز آب شده را از سوراخ های کوچکی که در بالای پاکت شیر درست کرده بودیم به درون آن میریختیم ؛ دیوارهای پاکت شیر را با خمیر گل پوشانده بودیم ، پودر سفید پخش شده در پیرامون از همان گچی بود که به دیواره ها مالیده بودیم.

به خاطر شتابی که در کارداشتیم پای من به کیسه گچ خورد و با ریختن آن بر زمین به نظر می‌رسید کولاک برف در کارگاه وزیده است. پاکتهای شیر لایه بیرونی قالبهای گچی ما بودند، آخر کار تمام شد و دیگ را پایین گذاشتیم ، پدرم محتاطانه پرسید پسر ها چه کار می کنید؟! گفتم همان کاری را می‌کنیم که شما گفتید؛ می‌خواهیم ثروتمند شویم ، مایک هم خندید و گفت شریکیم . بابا پرسید : خوب توی قالب گچی چی دارید؟  گفتم : تماشا کن . پدرم با هیجان گفت: اوه خدای من !

هرگز تسلیم نشویم!

پدر از ما خواست تا همه چیز را کنار بگذاریم و به او گوش دهیم . با لبخند و به آرامی کوشید تا معنای جعل کردن را برایمان توضیح دهد. مایک با صدای لرزان پرسید منظورتان این است که کاری غیرقانونی کرده ایم؟! بابا به آرامی گفت: بله با این وصف ، شما یک اندیشه بی سابقه را به تماشا گذاشته‌اید، به راستی من به شما افتخار می کنم. مایک و من ناامیدوار۲۰ دقیقه در سکوت نشستیم ، کسب و کار ما در روز بازگشایی به هوا رفته بود. به مایک گفتم گمان می‌کنم جیمی و دوستانش راست می‌گویند. ما آدم‌های ناداری هستیم ؛ پدرم برگشت و گفت پسر ها شما تنها هنگامی نادار هستید که از کوشش باز ایستید .

نکته مهم این است که شما حرکتی کرده اید ؛ شما کاری انجام داده اید .من به هر دوی شما افتخار می کنم؛ ادامه بدهید – تسلیم نشوید. پرسیدم بابا پس چرا شما ثروتمند نیستید ؟! من آموزگاری را برگزیدم ، به راستی که آموزگاران به ثروتمند شدن نمی اندیشند ، تنها درس یا آموزش دادن را دوست دارند. اگر میخواهید ثروتمند شدن را بیاموزید نزد بابای مایک بروید. مایک با چهره‌ای درهم کشید گفت پدر من؟ پدرم با لبخند تکرار کرد: آری پدر تو . کارشناس بانکی من و پدرت یک نفر است او از بابایت سخت تعریف می‌کند . چندین بار به من گفته است که پدرتو در زمینه پول ساختن نابغه است . با شنیدن این سخنان من و مایک خوشحال شدیم و با پدرش دیدار کردیم …

فارسینو ارایه دهنده بهترین خدمات شخصی در هر جایی که هستی

طراحی حرفه ای سایت ( پیشنهاد ممتاز )

طراحی سایت بدون کد نویسی

دامنه توریستی و گردشگری Airsky ( ایر اسکای )

ما را در اینستاگرام دنبال کنید

 

تسلیم شدن آگاهانه در زمان ورشکستگی ( از زبان یک آدم موفق )

تسلیم شدن آگاهانه در زمان ورشکستگی ( از زبان یک آدم موفق )

ورشکستگی ( مقدمه )

این نوشته براساس واقعیتی است که از زبان یک کارآفرین ورشکسته در یک سخنرانی ترجمه و ویراستاری شده است. امیدواریم با خواندن این مطلب در صورت رویارویی با ورشکستگی آگاهانه برخیزید، از اعتراف و بازگویی شکست خود ترس نداشته باشید و درس هایی که از این شکست خورده اید را برای خود مرور کنید تا شاید نه بلکه حتما با تکیه براین شکست پله موفقیت را با گام های بلند تر از دیگران بپیمایید.

مجازات ورشکستگی تاجران در 800 سال پیش

اگر به 800 سال پیش از میلاد برگردیم، در یونان، تاجران ورشکسته‌ای را می‌بینیم که مجبور بودند با سبد‌هایی روی سرشان در بازار بنشینند. در ایتالیا،تاجرانِ ورشکسته‌ای را که تا خرخره زیر بار قرض فرو رفته بودند، در میدان عمومی شهر لختِ لخت می‌گرداندند و مجبورشان می‌کردند که بدن خود را از پشت محکم به سنگی مخصوص بکوبند در حالی‌که مردم آن‌ها را مسخره می‌کردند. در قرن هفدهم میلادی در فرانسه، تاجران ورشکسته را به مرکز بازار می‌بردند، و در آن‌جا ورشکستگی‌شان را به‌طور عمومی اعلام می‌کردند. و برای این‌که فوراً روانهٔ زندان نشوند، مجبور بودند کلاه‌های سبز رنگی بپوشند تا همه بدانند که آن‌ها مال‌باخته‌اند. البته این مثال‌ها خیلی افراطی هستند. اما باید به یاد داشته باشیم وقتی ورشکسته‌ها را به شدت مجازات می‌کنیم، مانع از نوآوری و ایجاد کسب‌ و کار می‌شویم، اتفاقی که در هر کشور جزء موتور‌های رشد اقتصادی به شمار می‌رود.

زمانِ زیادی گذشته و ما دیگر کارآفرینان ورشکسته را در معرض عموم تحقیر نمی‌کنیم. آن‌ها هم ورشکستگی‌شان را در رسانه‌های اجتماعی بازتاب نمی‌دهند. در واقع من فکر می‌کنم همهٔ ما می‌توانیم دربارهٔ رنج ورشکستگی حرف بزنیم. اما جزئیات چنین تجربه‌هایی را با دیگران شریک نمی‌شویم.

ورشکسته - فارسینو اولین سایت بادامنه فارسی

ورشکسته – فارسینو اولین سایت بادامنه فارسی

ماجرای ورشکستگی من

دوستان، کاملاً این موضوع را درک می‌کنم، من هم آن را تجربه کرده‌ام. من کاری را شروع کردم که شکست خورد و صحبت کردن دربارهٔ آن ماجرا به‌طرز عجیبی برایم سخت بود. در حقیقت هفت سال طول کشید، خیلی آسیب‌پذیر شده بودم و دوستانم با من همراهی کردند.

ماجرای ورشکستگی من از این قرار است:

وقتی در دانشگاه بازرگانی می‌خواندم، گروهی از زنان محلی را دیدم،که در یک جامعه روستایی فقیر زندگی می‌کردند، در ایالت پوئبلا در مرکز مکزیک.  محصولات دست‌ساز زیبایی درست می‌کردند. وقتی آن‌ها و کارشان را دیدم، مصمم شدم که به آن‌ها کمک کنم. با کمک چند نفر از دوستانم یک بنگاه اجتماعی راه انداختیم که هدفش کمک به آن زنان بود تا درآمدی دایمی داشته باشند و کیفیت زندگی‌شان را بهتر کنند. همه چیز را طبق کتاب‌هایی انجام دادیم که سرِ کلاس‌های کسب‌ و کار به ما آموخته بودند.

سرمایه‌گذارانی را جذب کردیم، و زمان زیادی را برای شکل گرفتنِ کار و آموزش دادن به زنان صرف کردیم. اما خیلی زود فهمیدیم که تازه‌کار هستیم. محصولات دست‌ساز به فروش نمی‌رفت، و برنامهٔ مالی‌ای که در نظر گرفته بودیم در واقعیت اصلاً اجرا نمی‌شد. در واقع ما سال‌ها بدون درآمد کار کردیم. و امیدوار بودیم که معجزه‌ای رخ بدهد، و یک خریدار گردن کلفت به طور معجزه‌آسایی از راه برسد و کسب‌وکار ما را رونق بدهد. اما آن معجزه هرگز اتفاق نیفتاد.

در آخر مجبور شدیم درِ بنگاه را تخته کنیم، اما قلبم از این تصمیم به درد می‌آمد. همه چیز را به این خاطر شروع کرده بودم که تأثیر مثبتی روی زندگی آن زنان هنرمند بگذارم. اما احساس می‌کردم نتیجه کاملاً برعکس بوده. آن‌قدراحساس گناه می‌کردم که تصمیم گرفتم ورشکستگی‌ام را پنهان کنم درباره‌اش حرف نمی‌زدم و چندین سال در رزومه‌ام به آن اشاره‌ای نمی‌کردم. هیچ کارآفرین ورشکسته‌ای را نمی‌شناختم، و فکر می‌کردم من تنها بازندهٔ روی کرهٔ زمین هستم.

اعتراف به ورشکستگی

هفت سال بعد، یک شب با دوستانم بیرون رفته بودم و داشتیم دربارهٔ زندگی یک کارآفرین حرف می‌زدیم. و صد البته که حرف ورشکستگی هم پیش آمد،تصمیم گرفتم پیش دوستانم به ماجرای ورشکستگی‌ام اعتراف کنم. آن‌ها هم داستان‌های مشابهی را تعریف کردند. همان لحظه در ذهنم به نتیجه‌ای قطعی رسیدم: این‌که تمام دوستانم ورشکسته شده بودند.

از شوخی گذشته، آن شب متوجه شدم که

اولا: من تنها بازندهٔ جهان نیستم.  

دوما: همهٔ ما ورشکستگی را مخفی کرده‌ایم.

اعتراف ورشکستگی | فارسینو

اعتراف ورشکستگی | فارسینو

معجزه ی ورشکستگی

اگر اشتباه می‌کنم، لطفاً به من بگویید. آن‌شب برایم مثل مراسم دفع ارواح خبیث بود. فهمیدم که حرف زدن دربارهٔ شکست‌ها، شما را قوی‌تر می‌کند، نه ضعیف‌تر.

پذیرفتنِ آسیب‌پذیری‌ام به من کمک کرد تا با دیگران ارتباط عمیق‌تر و معنادارتری برقرار کنم و درس‌هایی را که در زندگی یاد نگرفته بودم، با آغوش باز پذیرا شوم. نتیجهٔ چنین تجربه‌ای یعنی صحبت کردن راجع به اتفاقات و کسب‌وکار‌هایی که شکست خورده‌اند، باعث شد بستری از رویدادها درست کنیم تا به دیگران کمک کنیم دربارهٔ ورشکستگی‌شان حرف بزنند، و نامش را Fuckup Night (شب‌های فنا شده) گذاشتیم.

سال‌ها بعد، یک مرکز پژوهشی نیز ایجاد کردیم که به ماجرای ورشکستگی می‌پردازد و تأثیری که روی کار، افراد و جامعه می‌گذارد و از آن‌جایی که عاشق اسم‌های باحال هستیم نامش را مؤسسهٔ ورشکستگی گذاشتیم. خیلی جالب است که یک کارآفرین روی صحنه بایستد و دربارهٔ ورشکستگی حرف بزند، در حالی‌که از چنین تجربه‌ای لذت می‌برد. چنین لحظه‌ای اصلاً شرم‌آور نیست، آن‌طور که در گذشته خجالت‌آور بوده. بلکه فرصت صحبت دربارهٔ درس‌هایی است که آموخته‌ایم تا حس هم‌دلی یک‌دیگر را برانگیزیم.

همبستگی بین افراد ورشکسته

علاوه بر این فهمیدیم وقتی اعضای یک گروه دربارهٔ ورشکستگی‌شان حرف می‌زنند، معجزه رخ می‌دهد.هم‌بستگی بین افراد قوی‌تر می‌شود و راحت‌تر با یک‌دیگر همکاری می‌کنند. ما از طریق تجربه‌ها و پروژه‌های تحقیقاتی به حقایق جالبی دست یافتیم، برای مثال، متوجه شدیم که مردها و زن‌ها بعد از ورشکسته شدن در یک سرمایه‌گذاری واکنش‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند. رایج‌ترین واکنش در بین مردها این است که در عرض یک سال بعد از ورشکستگی، کار جدیدی را شروع می‌کنند، در حالی‌که زن‌ها تصمیم می‌گیرند به دنبال کار بگردند و راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید را به تعویق می‌اندازند. فرضیهٔ ما این است که زن‌ها بیشتر در معرض سندروم ایمپاستر هستند. ما احساس می‌کنیم به چیز دیگری نیاز داریم تا تبدیل به یک کارآفرین خوب بشویم. اما من در موارد بسیار بسیار زیادی دیده‌ام که زن‌ها تمام قابلیت‌های لازم را دارند.فقط باید وارد میدان عمل شویم. اما در رابطه با مردها، معمولاً شاهد این هستیم که آن‌ها احساس می‌کنند دانش کافی دارند و فقط کافی است آن را در جایی دیگر با شانس بهتری به اجرا درآورند.

انواع واکنش ورشکستگی در کارآفرینان

کشف جالب دیگرمان این بود که نحوهٔ کنار آمدن کارآفرین‌ها با ورشکستگی در مناطق مختلف فرق دارد. برای مثال رایج‌ترین واکنش بعد از ورشکست شدن در یک کار در قارهٔ آمریکا بازگشتن به دانشگاه است. در حالی‌که در اروپا، بیش‌ترین واکنش آن است که افراد به‌دنبال یک روانشناس می‌گردند. ما نمی‌دانیم کدام واکنش بعد از ورشکستگی در یک کار واکنش بهتری است، حتماً در آینده به آن خواهیم پرداخت.

تأثیر سیاست گذاری بر روی کارآفرینان ورشکسته

نتیجهٔ قابل توجه دیگر تأثیر عمیقی است که سیاست‌گذاری‌های عمومی روی کارآفرینان ورشکسته می‌گذارد. مثلاً در کشور من، مکزیک، روند نظارتی به قدری دشوار است، که تعطیل کردن یک کسب‌وکار ممکن است وقت و هزینهٔ زیادی ببرد. بگذارید با هزینه‌ها شروع کنم. در بهترین حالت ممکن، یعنی زمانی که مشکلی با شریک‌هایتان، با تأمین‌کنندگان مالی، مشتری‌ها و کارمندان ندارید، در بهترین حالت ممکن، تعطیل کردن یک کار به‌طور رسمی، ۲۰۰۰ دلار برایتان هزینه برمی‌دارد. که در مکزیک پول زیادی محسوب می‌شود.کسی که درآمد متوسطی دارد باید ۱۵ ماه کار کند تا چنین مبلغی را فراهم کند. اما بگذارید دربارهٔ زمان صحبت کنم. احتمالاً می‌دانید که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، میانگین عمر مفید یک کسب‌وکار دو سال است.

در مکزیک، فرآیند تعطیلی رسمی یک کار دو سال طول می‌کشد. وقتی میانگین عمر مفید یک تجارت به زمانی که برای پایان دادن به آن نیاز دارید نزدیک باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟ صد البته که این مسئله مانع از خلاقیت کاری می‌شود و مشاغل کاذب را افزایش می‌دهد. در حقیقت پژوهش‌های اقتصادسنجی ثابت کرده اگر روند اعلام ورشکستگی وقت و هزینهٔ کمتری ببرد، شرکت‌های جدید بیشتری وارد بازار می‌شوند. به همین دلیل در سال ۲۰۱۷، طرح توصیه‌هایی دربارهٔ سیاست‌گذاری برای روند تعطیلی رسمی یک کسب‌وکار را در مکزیک ارائه دادیم. یک سال تمام، با کارآفرینانی از سراسر کشور و با کنگره کار کردیم. و خبر خوب این است که موفق شدیم به تغییر قانون کمک کنیم. بله!  با تصویب قانون جدید، کارآفرینان قادر خواهند بود که روند تعطیلی تجارت خود را به صورت آنلاین انجام دهند. که هم سریع‌تر و هم ارزان‌تر است.

شکست زود هنگام

شبی که Fuckup Nights را ابداع کردیم، اصلاً فکرش را هم نمی‌کردیم که چنین حرکتی این‌قدر گسترش پیدا کند. اکنون ما در ۸۰ کشور حضور داریم. تنها هدف ما در آن لحظاتاین بود که مسئلهٔ ورشکستگی را مطرح کنیم. به دوستانمان کمک کنیم تا بفهمند که باید راجع به ورشکستگی حرف بزنیم.ورشکسته شدن نباید همانند گذشته، منجر به تحقیر و خجالت‌زدگی شود، یا حتی آن‌طور که بعضی‌ها می‌گویند، جای جشن و شادی هم نیست.

راستش می‌خواهم چیزی را اعتراف کنم. هروقت به اهالی سیلیکون ولی یا به دانشجویان گوش می‌دهم که راجع به شکست زودهنگام لاف می‌زنند و آن را ناچیز می‌شمارند، مور مورم می‌شود. چون فکر می‌کنم اصطلاح “شکست زود هنگام” بخش تاریکی در خود دارد.

البته زود شکست خوردن راه بی‌نظیری برای افزایش آموخته‌ها و جلوگیری از اتلاف وقت است. اما وقتی شکست سریع را به عنوان تنها راه ممکن برای کارآفرینان مطرح می‌کنیم، می‌ترسم که مبادا در حال تبلیغ تنبلی باشیم. نکند کارآفرینان را تشویق کنیم که زود تسلیم شوند. به علاوه می‌ترسم که جا افتادن فرهنگ شکست زودهنگام تبعات ویران‌گر شکست یک تجارت را کم‌اهمیت جلوه بدهد.

برای مثال زمانی که بنگاه اجتماعی من نابود شد، سخت‌ترین قسمت این بود که باید نزد جامعهٔ محلی می‌رفتم و به آن زن‌ها می‌گفتم که کار شکست خورده و تقصیر من بوده است. شاید بعضی‌ها چنین اتفاقی را فرصتی عالی برای یادگیری من ببینند، اما واقعیت این است که تعطیلی چنین کاری تبعات بسیار بیشتری داشت.

شکست آگاهانه

ورشکستگی یعنی آن زن‌ها حقوقی را که واقعاً به آن نیاز داشتند دیگر دریافت نمی‌کردند. به همین علت می‌خواهم چیزی را مطرح کنم. می‌خواهم بگویم همان‌طور که باید فکر تحقیرعلنی کارآفرینان ورشکسته را کنار بگذاریم، باید این فکر را نیز فراموش کنیم که شکست زودهنگام همیشه بهترین راه است. و می‌خواهم اصطلاح جدیدی را پیشنهاد بدهم: شکست آگاهانه.

نباید فراموش کنیم که انسان‌ها کسب‌وکارها را می‌سازند، تجارت موجودی نیست که به شکل معجزه آسایی ظاهر شود و بدون هیچ ردّ پایی غیبش بزند.

وقتی شرکتی نابود می‌شود، بعضی از افراد کارشان را از دست می‌دهند. برخی دیگر هم پولشان را. و در رابطه با بنگاه‌های اجتماعی و محیط زیستی، تعطیلی کسب‌کار تأثیر منفی‌ای بر روی اکوسیستم‌ها یا جوامعی می‌گذارد که قرار است به آن‌ها خدمت کنیم.

اما معنای شکست آگاهانه چیست؟ یعنی از تأثیرات و نتایج شکست آن کسب‌وکار آگاه باشیم. آگاهانه درس‌های شکست را بیاموزیم. و بدانیم که مسئولیم چنین آموخته‌هایی را با جهان به اشتراک بگذاریم.

فارسینو ارایه دهنده بهترین خدمات شخصی در هر جایی که هستی

طراحی حرفه ای سایت ( پیشنهاد ممتاز )

صفحه اصلی سایت فارسینو

۳ قدم مهم برای راه اندازی وب سایت

ما را در اینستاگرام دنبال کنید

پدر پولدار، پدر بی پول(قسمت اول) 6 درس بزرگ ثروتمند شدن

پدر پولدار، پدر بی پول(قسمت اول) 6 درس بزرگ ثروتمند شدن

قسمت اول : بابای دارا و بابای ندار ( پول دار و بی پول )

من دو بابا داشتم، يكي دارا ( پولدار ) و ديگري نادار ( فقیر ).
يكي بسيار درس خوانده و زيرك بود، مدرك دكترا داشت . باباي ديگر هرگز نتوانسته بود كلاس هشتم را هم به پايان برساند .
هردو مرد سختكوش و در كار و زندگي خود پيروز بودند .
درآمد هر دو نفر رضايت بخش بود، ولي يكي از آنان در زمينه هايي پيوسته مشكل داشت. باباي ديگر از ثروتمندترين مردان ايالت هاوايي شد .
هر دو مرد با اراده، فرهمند و تأثيرگذار بودند. هر دو به من انـدرزهايي دادنـد، ولـي اندرزهاي آنان متفاوت بود. هر دو مرد به درس خواندن سخت عقيده داشتند ولي موضوعهاي يكساني را توصيه نميكردند .

پدر پولدار و پدر فقیر | فارسینو

پدر پولدار و پدر فقیر | فارسینو

استفاده از فرصت ها

اگر من يك بابا داشتم ناچار بودم تا اندرزهاي او را بپذيرم يا رد كنم . با داشـتن دو بابـا ايـن فرصـت را يافتم تا ديدگاههاي آنان را با هم بسنجم، ديدگاه يك مرد دارا و يك مرد نادار .
مشكل من در نوجواني اين بود كه مرد دارا هنوز به ثروت نرسيده بود و مرد نادار هم تنگدست نشده بود. هر دو مرد تازه پا به راه نهاده و با درآمد و خانواده خود سرگرم بودند. ولي ديدگاه آنان درباره پـول متفاوت بود .

براي مثال: از ديد يك بابا ”عشق به پول سرچشمه همه بديها“ و از ديـد ديگـري: ”بـي پـولي ريشه همه بدي ها“. دوگانگي در ديدگاه آنان، به ويژه هنگامي كه پاي پول به ميان مي آمد، آنچنان چشـمگير بـود كـه مـرا سخت كنجكاو و جستجوگر بارآورد.

انتخاب و استفاده از فرصت ها

انتخاب و استفاده از فرصت ها

تأثیرگذاری محیط بر پول

يكي از دلايلي كه دارايان ( پولداران ) همواره داراتر و ناداران (  فقیر تر) نادارتر ميشوند، اين است كه موضوع كاربرد پـول رادر خانه (نه در مدرسه) ياد ميگيرند .

بسياري از ما از پـدران و مـادران خـود دربـار ه كـاركرد پـول چيـز مي آموزيم . بنابراين يك پدر و مادر نادار از پول چه ميدانند كه به فرزند خود بياموزند؟ آنان بـه سـادگي اندرز ميدهند كه: ”خوب درس بخوان و نمره هاي خوب بگير“ . در مدرسه از پول چيزي به ما نمي آموزند . از آنجايي كه من دو پدر اثرگذار داشته ام، از هر دو چيز آموخته ام .

تفاوت عادت و  رفتار

براي مثـال يكـي از باباهـايم عـادت داشت بگويد: ” از عهده من برنمي آيد“ . ديگري از به كار بـردن ايـن واژه پرهيـز مـيكـرد و بـه جـاي آن ميگفت: ”چگونه ميتوانم از عهده اين كار برآيم؟“ عبارت نخست حالت خبري و عبارت دوم جنبه پرسشـي دارد ” . از عهده من برنمي آيد“ مغز را از كار مي اندازد و ”چگونه ميتوانم از عهـده آن بـرآيم؟“ مغـز را بـه حركت و جستجو واميدارد .

متفاوت بودن طراحی انواع سایت

متفاوت بودن طراحی انواع سایت

از ديد باباي دوم عبارت ” از عهده من برنمي آيد“ نشانه تنبلي مغزي و فكري است . او به ورزيده ساختن مغز (اين نيرومندترين رايانه جهان) عقيده داشت. هر قدر مغز شما نيرومندتر شود، داراتر ميشويد .

يكي از باباها توصيه ميكرد: ”خوب درس بخوان تـا در شـركت ارزشـمندي اسـتخدام شـوي“ .

توصـيه ديگري چنين بود: ”خوب درس بخوان تا بتواني شركت ارزشمندي براي خريدن پيدا كني“ .

يكي از باباها ميگفت: ”دليل اينكه ثروتمند نشده ام شما بچه ها هستيد .

“ ديگري ميگفت: ”دليـل اينكـه بايد ثروتمند شوم شما بچه ها هستيد“ .

يكي ميگفت: ”پول را بايد محتاطانه و بي خطر هزينه كرد“.

ديگري ميگفت: ”مـديريتٍ خطـر كـردن را بياموزيد“ .

يكي عقيده داشت: ”خانه ما بزرگترين دارايي خانواده است .

“ به عقيـده ديگـري: ”خانـه بـزرگتـرين بدهكاري است و هر كس بيشترين درآمدش را در خريد خانه سرمايه گذاري كند، دچار دردسر ميشود .

هر دو بابا صورتحسابهايشان را به هنگام مي پرداختند، ولـي يكـي در نخسـتين فرصـت و ديگـري در آخرين فرصت .

انتخاب آگاهانه

به عنوان يك نوجوان، آگاهانه تصميم گرفتم تا پيوسته متوجه برگزيدن انديشه ها باشم، انـدرز كـدام را آويزه گوش كنم .

باباي دارا يا باباي نادار؟

هرچند كه دو مرد سخت بر لـزوم آمـوزش و يـادگيري تأكيـد داشتند، اما ديدگاهشان در اينكه چه بايد آموخت متفاوت بود .
يكي از من ميخواست تا خوب درس بخوانم، به درجات تحصيلي بالا برسم و بـراي پـول درآوردن كـار كنم، وكيل، حسابدار يا كارشناس ارشد مديريت بازرگاني شوم . ديگري مرا تشويق ميكرد تا براي ثروتمند شدن درس بخوانم، دريابم كه پول چگونه كار ميكند و چگونه ميتوانم آن را بـه خـدمت خـود بگيـرم. وي پيوسته ميگفت: ”من براي پول كار نميكنم، پول براي من كار ميكند!“ .

6 درس بزرگ ثروتمند شدن

از ٩ سالگي تصميم گرفتم تا در زمينه پول از باباي دارايم پيروي كنم و چيز بياموزم. گوش دادن به بابـاي نادارم را كنار گذاشتم هرچند كه داراي مدرك عالي دانشگاهي بود.
همينكه تصميم گرفتم تا گوش جان به كه بسپارم، آموزشم در زمينه كاركرد پول آغاز شد. بابـاي دارا به مدت ٣٠ سال به من درس داد تا ٣٩ ساله شدم. هنگامي كه دريافت آنچه را كه خواسته بـه مغز غالبـاً مقاوم من فرو كند، به خوبي فهميده و يادگرفته ام، از تلاش باز ايستاد.
پول گوشه اي از قدرت است، از آن قدرتمندتر، آموزش مسائل مالي است. پول ميآيد و ميرود، ولـي اگر چگونگي كاركرد پول را بياموزيد، بر آن چيره مي شويد و به ثروتمند شدن ميپردازيد.
چون من از ٩ سالگي به يادگيري پرداختم، درسهاي باباي دارايم ساده بودنـد. مهـمتـرين آنهـا شـش درس بود كه در طول ٣٠ سال تكرار ميشدند.

اين كتاب درباره آن شش درس است، با همان سادگي كـه باباي ثروتمندم به من آموخت. اينها نشانه هاي راهنما هستند، نشانه هايي كه به شما و فرزندانتـان كمـك ميكنند تا بر ثروت خود بيفزاييد، هرچند كه فضاي جهاني نامطمئن و ناپايدار باشد:

درس ١ -ثروتمندان براي به دست آوردن پول كار نميكنند.
درس ٢ -چرا آموختن دانش مالي ضروري است؟
درس ٣ -مواظب كسب وكار خود باشيد.
درس٤ -تاريخ مالياتها و قدرت شركتهاي بزرگ
درس ٥ -ثروتمندان پولشان را سرمايه گذاري ميكنند.
درس ٦ -براي يادگيري كار كنيد نه پول درآوردن.

فارسینو ارایه دهنده بهترین خدمات شخصی در هر جایی که هستی

طراحی حرفه ای سایت ( پیشنهاد ممتاز )

اقامت در لوکس ترین هتل ۵ ستاره جهان وب ( قدم اول )

طراحی سایت بدون کد نویسی

ما را در اینستاگرام دنبال کنید

زبان فارسی را پاس بداریم | پارس و پارسی را بیشتر بشناسید

زبان فارسی را پاس بداریم | پارس و پارسی را بیشتر بشناسید

فارسی (پارسی)

فارسی یا پارسی یکی از زبان‌های هندواروپایی در شاخهٔ زبان‌های ایرانی جنوب غربی است. در کشورهای ایران، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان به آن نیز سخن می‌گویند. زبان فارسی با فارسینو

زبان فارسی گویش رسمی کشورهای ایران و تاجیکستان است . یکی از دو زبان رسمی افغانستان (در کنار پشتو)  فارسی است. زبان رسمی کشور هندوستان نیز تا پیش از ورود استعمار انگلیس، فارسی بود.

آشنایی با زبان فارسی | فارسینو اولین سایت با دامنه فارسی

آشنایی با زبان فارسی | فارسینو اولین سایت با دامنه فارسی

زبان فارسی

زبان فارسی را پارسی نیز می‌گویند. زبان فارسی در افغانستان به‌طور رسمی دری و در تاجیکستان تاجیکی خوانده شده‌است.

در سال ۱۸۷۲ در نشست ادیبان و زبان‌شناسان اروپایی در برلین، زبان‌های یونانی، فارسی، لاتین و سانسکریت به عنوان زبان‌های کلاسیک جهان برگزیده شدند . بر پایهٔ تعریف، زبانی کلاسیک به‌شمار می‌آید که یکم، باستانی باشد، دوم، ادبیات پرباری داشته باشد و سوم در آخرین هزاره عمر خود تغییرات اندکی کرده باشد .

فارسی در میان 3 زبان نخست جهان

فارسی از دیدگاه شمار و گوناگونی ضرب‌المثل‌ها در میان سه زبان نخست جهان است. با ورود واژگان از زبان عربی (و زبان‌های دیگری مانند یونانی، آرامی، ترکی و غیره) به زبان فارسی، این زبان از نظر تعداد واژه‌ها یکی از غنی‌ترین زبان‌ها شده‌است. در کمتر زبانی فرهنگ واژگانی چون دهخدا (در ۱۸ جلد) یا فرهنگ سخن (در ۸ جلد) دیده می‌شود .

ناحیه تاریخی پارس و پارسی

زبان فارسی از زبان قدیمی تر فارسی میانه (یا پهلوی) و آن نیز خود از فارسی باستان نشأت گرفته‌است. این دو زبان قدیمی تر برخاسته از ناحیه تاریخی پارس در نزدیک استان امروزی فارس در جنوب ایران هستند.

فارسی میانه به عنوان گویش رسمی در زمان ساسانیان در دیگر سرزمین‌های ایرانی گسترش زیادی یافت. به گونه‌ای که در خراسان بزرگ جایگزین زبان‌های پارتی و بلخی شد و بخش‌های بزرگی از خوارزمی‌زبانان و سغدی‌زبانان نیز فارسی‌زبان شدند. گویشی از فارسی میانه که بعدها فارسی دری نام گرفت پس از اسلام به عنوان گویش استاندارد نوشتاری  شکل گرفت و این بار با گسترش به سوی غرب به ناحیه پارس و دیگر نقاط ایران بازگشت.

اهمیت توسعه زبان فارسی

زبان شیرین فارسی که همان زبان مادری می‌باشد، مجموعه‌ای گرانبها شامل پارسی باستان، کتیبه‌ها و سنگ‌نوشته‌های قدیمی با خطوط میخی و  پارسی میانه با  سنگ‌نوشته‌های خطوط پهلوی است.
از سویی دیگر نیز الهام‌گرفته از فرهنگ بعد از اسلام، همه‌جا بهترین سرمایه ملی و هویّت ما ایرانیان است.
این امانت ارزشمند، میراثی است که نسل‌به‌نسل به دست ما رسیده است، اهمیت آن زمانی بیشتر می‌شود که حماسه‌سرای ایران باستان، فردوسی می‌گوید عجم را با آن بها داده و قدر و قیمت بخشیده است.

 بسی رنج بردم در این سال سی        عجم زنده کردم بدین پارسی

…… زبان پارسی آیینه هویت ما ایرانیان در ایران و جهان است و باید همه ما در حفظ و مراقبت و سالم‌نگاه‌داشتن آن به‌هیچ‌وجه کوتاهی نکنیم. زبان پرظرفیت، شیرین و رسای پارسی توانسته است. بخش عظیمی از سرزمین‌های جهان را تحت نفوذ معنوی خود قرار دهد و برای ملت‌ها، فرهنگ و دین و معرفت به ارمغان آورد.
……زبان پارسی، بر بنیاد گسترد‌گی حوزه مفهومی‌اش در میان پارسی‌زبانان، از ارزش ویژه‌ای برخوردار است. برخورداری از این ارزش، زمانی دستیاب می‌شود که روند اثرگذاری و اثرپذیری این زبان را در فرایند دوسویه آن (مرحله دادوستد زبانی) مورد ژرف‌نگری قرار بدهیم .
……با توجه به این ویژگی، یکی از مواردی که می‌‌تواند در رشد و گستردگی حوزه مفهومی زبان پارسی، مدد رساند، کاربرد روش‌های درست‌نویسی و درست‌گویی واژه‌‌ها در زبان است.
افزون بر این، به‌کارگیری روش‌های درست‌نویسی و درست‌گویی واژه‌ها کمک می‌‌کند تا زبان را از آسیب‌‌های روزمره و لغزش‌های معنایی دور نگهداریم،
……درست‌نویسی واژه‌ها و رعایت قوانین دستور زبان در نوشته‌های علمی از عوامل مهم در ارزش و اعتبار این نوشته‌هاست.
فرقی نمی‌کند که زبان فارسی یا انگلیسی یا زبانی دیگر باشد ، خواننده به‌محض این که با غلط املایی و یا نادرستی گرامری مواجه شود در مورد ارزش و اعتبار نوشته دچار شک و تردید می‌شود.
چنین مواردی حتی در زمانی که موضوع جنبه علمی ندارد و فقط یک نامه معمولی است نیز موجب سلب اعتماد خواننده می‌شود. اما در مورد نوشته‌های  علمی و به‌ویژه هنگامی که این نوشته‌ها توسط یک نهاد علمی منتشر می‌شود، توقع بسیار افزایش می‌یابد و شیوه نوشتن و رعایت املای صحیح واژه‌ها اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند.